مطالبه مهریه ،نفقه ،چگونه صورت می گیرد؟

پنجشنبه 1 بهمن 1388  10:42 ق.ظ

مطالبه مهریه چگونه صورت می گیرد؟

چنانچه زوج با مسالمت و توافق حاضر به پرداخت دین خود (مهریه) به زوجه اش نشود دو راه اساسی برای مطالبه مهریه وجود دارد. اول مراجعه زوجه با سند رسمی ازدواج (عقدنامه) به اجرای ثبت محل و تقاضای صدور برگه ای بنام اجرائیه ثبتی، در این صورت چنانچه اموالی كه دارای سند رسمی و متعلق به زوج باشند وجود داشته باشد واحد اجرای ثبت پس از معرفی اموال توسط متقاضی و اطمینان از متعلق درائیها به شوهر اقدام به توقیف آنها خواهد نمود و در صورتی كه مدیون (شوهر) همچنان از پرداخت دین خود امتناع نماید، چنانچه اموال توقیفی جزء مستثنیات این نباشد پس از طی تشریفات قانونی (آگهی مزایده و. . . ) اقدام به فروش اموال از طریق مزایده خواهند نمود. و در صورت عدم وجود اموال قابل توقیف، در صورتی كه زوج حقوق بگیر یا مستمری بگیر باشد با درصدها و نسبتهای مشخصی از حقوق ماهیانه وی كسر و به زوجه پرداخت می شود تا وقتی كه مال قابل توقیف كشف یا دین مستهلك گردد.

طریق دیگری كه اجمالا بیان می شود، دادخواست به دادگاه جهت مطالبه مهریه است كه دادگاه با تعیین وقت رسیدگی و دعوت از زن و شوهر به موضوع رسیدگی كرده و چنانچه مهریه به زوجه پرداخت نشده باشد دادگاه نهایتا مدیون را بپرداخت مهریه محكوم خواهد كرد. مهریه كه از دیون عنوان المطالبه، مستند به سند رسمی و ممتازه است پس از صدور حكم و احتمالا تجدیدنظر خواهی زوج و در صورت تأیید رأی دادگاه و قطعیت رأی صادره، اجرائیه صادر خواهد شد و واحد اجرای احكام رأی صادره را اجراء خواهد كرد.

چنانچه در طول رسیدگی اموالی از زوج توقیف شده باشد و این اموال جزء مستثنیات دین نباشد، اجرای احكام اقدام به كارشناسی در مزایده اموال خواهد كرد و بمیزان مهریه به زوجه پرداخت خواهد نمود و در صورتی كه اموالی یافته نشود و زوج هم مهریه را نپردازد طبق ماده 2 قانون نحوه اجرای محكومیتهای مالی شخصی مدیون حبس (بازداشت) خواهد شد و چنانچه از حبس دادخواست داده و ادعای اعسار (ناداری) نماید دادگاه بصورت فوق العاده و خارج از نوبت رسیدگی خواهد كرد و چنانچه اعسار زوج (محكوم علیه) احراز گردد اقدام به تقسیط محكوم به (مهریه) و یا معافیت زوج از پرداخت، تا زمان دارایی خواهد نمود و در صورتی كه محكوم علیه حقوق یا مستمری دریافت دارد به میزان مشخصی از حقوق ماهیانه محكوم علیه كسر و به زوجه پرداخت خواهد شد.

البته بعضی محاكم با استنباطهای مختلف از قانون نحوه اجرای محكومیتهای مالی بدون حبس محكوم علیه دادخواست و ادعای اعسار وی را مورد رسیدگی قرار داده و رأی به اعسار یا تقسیط نیز صادر می نمایند كه این امر بلحاظ ابهام قانون مذكور خصوصا ماده 2 آن است و لازم بنظر می رسد كه مسئله «حبس» در این قانون دقیقا مورد توجه و بیان قانونگذار قرار گیرد تا از احكام و اقدامات متفاوت پیشگیری شود.

در صورتی كه مهریه زوجه حال باشد و زوج قدرت پرداخت آن را نداشته باشد محكمه چه تصمیمی اتخاذ می نماید؟

همچنانكه در پاسخ سؤال قبل گفته شد طبق احكام صادره از اكثر محاكم خانواده شخصی كه ناتوان از اجرای حكم و پرداخت مهریه باشد به دستور ماده 2 قانون نحوه اجرای محكومیتهای مالی حبس می شود.

در صورت كسر اقساط مهریه از حقوق ماهیانه شوهر آیا زوجه تا وصول كلیه مهریه حق امتناع از تمكین را دارد یا خیر؟

اصولا عدم تمكین تا دریافت مهریه حقی است معروف به «حق حبس» كه قانون مدنی در ماده آن را به رسمیت شناخته و به زوجه باكره (منكوحه غیرمدخوله) اجازه داده است كه تا مهریه به او پرداخت نشده تمكین نكند و استحقاق وی رد اخذ نفقه نیز باقی باشد. لیكن در همین قانون و ماده قانونی صریح نیز برخی از حقوقدانان قایل به تفصل هستند كه آیا تمكین مذكور در قانون تمكین خاصی است یا تمكین بمعنای عام؟ برخی اعتقاد دارند زوجه باكره تنها مجاز است از تمكین خاصی (اعمال زناشویی) امتناع نماید ولی از تمكین عام و انجام وظایف خانه داری و غیره نباید سرباز زند والا ناشزه محسوب و نفقه بوی تعلق نخواهد گرفت لیكن اكثریت حقوقدانان مطلق تمكین را منظور نظر دارند و زوجه غیرمدخوله می تواند هر نوع تمكینی را قبل از پرداخت مهریه انجام ندهد و نفقه را هم دریافت دارد.

اما در مورد زوجه مدخوله بها (كه تمكین خاصی نموده است) مطالبه مهریه بایستی همراه با تمكین از زوج صورت بگیرد و باصطلاح حق حبس دیگر باقی نخواهد بود و زوج بایستی مهریه را پرداخت نماید و یا ترتیب پرداخت آن را مشخص نمایدبا توجه به اینكه پرداخت قسطی مهریه نیز نوعی پرداخت مهریه با ترتیبات خاصی مطرح است لذا بمحض شروع بپرداخت اقساط مهریه از حقوق زوج یا به هر شكل دیگر زوجه غیرمدخوله نیز بایستی تمكین نماید والا در صورت صدور حكم به تمكین و عدم اجرای حكم ناشزه محسوب خواهد شود و زوجه مدخوله هم چنانچه گفته شد بهیچ وجه حق عدم تمكین را ندارد و با تمكین از زوج می تواند تقاضای مهریه نماید.

هرگاه مهریه زوجه مدت دار باشد و قبل از رسیدن موعد زوج فوت نماید محكمه به چه نحوی اقدام می نماید؟

با فوت هر مدیونی طبق عمومات حقوقی دین وی به ورثه (ماترك وی) منتقل می شود و در صورت وجود ماترك، طلبكاران می توانند از اموال ورثه متوفی مطالبه نمایند خصوصا مهریه كه از دیون مستند به سند رسمی و ممتازه است و بر سایر غرما و طلبكاران ارجحیت دارد به این ترتیب ولو اینكه مهریه مؤجل (مدت دار باشد) پس از حلول موعد (رسیدن اجل) می توان از ماترك ورثه متوفی مطالبه و اخذ نمود.

هر گاه در ضمن عقد مبلغی به عنوان مهر تعیین شده باشد و پس از گذشتن مدتی طرفین با توافق بر مبلغ مهریه بیفزایند، آیا زوج الزامی به مبلغ فوق الاشاره دارد یا نه؟

حسب اطلاق و عموم ماده 10 قانون مدنی هر توافقی كه فی مابین طرفین صورت بگیرد به شرط مشروع بودن مانعی برای اجرای مفاد آن شرایط و توافق نیست و چون در مانحن فیه طرفین (زوجین) توافق نموده و به میزان مهریه بیفزایند، توافق قبلی به میزان مهریه باطل و توافق جدید ملاك عمل خواهد بود زیرا هم توافق است و هم آن توافق مشروع، زوج ملزم به انجام آن یعنی پرداخت مهریه بر اساس توافق بعدی خواهد بود.

هر گاه زن بعد از نزدیكی و قبل از پایان مدت نكاح منقطع ناشزه شود مهریه به چه صورت محاسبه می گردد؟

بر خلاف نكاح دائم كه تمكین یا نشوز زوجه تأثیری در مهریه ندارد در نكاح غیر دائم ملاك تعلق مهریه تمكین است زیرا عوض محسوب می شود مهریه در برابر تمكین و چنانچه بعد از مواقعه و قبل از پایان مدت نكاح زوجه ناشزه شده و تمكین ننموده به میزان ایام باقیمانده از مهریه كسر می گردد و الباقی پرداخت می شود مثلا اگر مدت نكاح منقطع 15 روز بود و مهریه 15هزار تومان و زوجه در 5 روز آخر تمكین ننمود مبلغ ده هزار تومان پرداخت می شود و 5 هزار تومان (چون تمكین ننموده) كسر می گردد.

چنانچه زوج از پرداخت هزینه زندگی زوجه امتناع كند زوجه باید چه اقدامی كند ؟

وفق مواد 1102 و 1106 قانون مدنی نفقه زوجه دائم بر عهده زوج است و اگر زوج از پرداخت زوجه امتناع كند، زوجه با طرح شكایت كیفری تقاضای الزام زوج به پرداخت نفقه را می نماید و زوج، وفق ماده 264 قانون مجازات اسلامی به حكم قاضی مجازات می شود مشروط بر اینكه زوجه ناشزه نباشد و اگر زوجه نفقه معوقه را مطالبه نماید با تقدیم دادخواست دادگاه در صورت ثبوت وفق ماده 1206 قانون مدنی زوج را محكوم به پرداخت نفقه معوقه زوجه می نماید.

آیا زوجه می تواند برای نفقه ایام آینده خود از زوج ضامن بگیرد؟

 بنظر من زوجه نمی تواند برای نفقه آینده خود از شوهرش تأمین بگیرد، چون نفقه زوجه یومیه است و وقتی مستحق نفقه می باشد كه ناشزه نباشد و آینده قابل پیش بینی نیست كه آیا زوجه تمكین خواهد نمود یا نه؟ و امری كه حادث نشده نمی تواند برای آن حكمی اتخاذ نمود.

یا زوجه می تواند از سكونت در مسكنی كه زوج برای او معین كرده تا پیش از پرداخت مهر خودداری كند یا خیر؟

سؤال فوق قابل تفكیك است: مورد اول در خصوص دختری است كه هنوز به خانه شوهر نرفته و تمكین خود را از شوهرش منوط به دریافت كل مهریه می نماید چنانچه ماده 1085 قانون مدنی نیز صراحت دارد (زن می تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاد وظایفی كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند مشروط بر اینكه مهر او حال باشد مورد دوم در خصوص زوجه مدخوله است كه ماده 1086 قانون مدنی اعلام می دارد (اگر زن قبل از اخذ مهر به اختیار خود به ایفاد وظایفی كه در مقابل شوهر دارد... نمود دیگر نمی تواند از حكم ماده 1085 استفاده كند. كه در این مورد زن حق حبس ندارد و موفق ماده 1086 قانون مدنی كه مقرر داشته عمل می شود. ضمنا وفق ماده 1115 قانون مدنی (زن در منزلی كه شوهر تعیین می كند باید سكونت نماید) و اگر سكونت ننماید ناشزه محسوب و وفق ماده 1108 قانون مدنی كه مقرر داشته (هر گاه زن بدون مانع مشروع از ادای  وظایف زوجیت امتناع كند حق دریافت نفقه را ندارد مگر باكره غیرمدخوله كه حق حبس دارد.

آیا شیربهاء محمل قانونی دارد؟

شیر بهاء كه در بعضی از قبائل تعیین و در نظر گرفته می شود به حق شیری كه زن استفاده نمود تعبیر می گردد و چون زوجه از منزل پدری خود جدا می گردد گویا عضوی از خانواده خود را از دست می دهند و در قبال آن مسئله مادی قضیه مطرح و مبلغی بعنوان شیربهاء تعیین می گردد و چون نوعی ابراز تألم با خانواده زوجه است و زوج نیز پرداخت آن را متقبل می گردد و یك قرارداد خصوصی بین طرفین تلقی می گردد بر اساس ماده 10 قانون مدنی نیز توجیه قانونی می پذیرد.

در عقد نكاح مهر باید برای زوجه قرار داده شود چنانچه شیر بهاء جزء مهریه قرار بگیرد آیا این قسمت به عنوان مهر محسوب می گردد؟ آیا زوج الزام به پرداخت دارد یا خیر؟

مقدمتا ابراز می گردد به استناد ماده 1078 قانون مدنی هر چیزی كه مالیت داشته باشد و قابل تملك نیز باشد می توان مهر قرارداد و همچنین به استناد ماده 1119 قانون مدنی طرفین عقد ازدواج می توانند و شرطی كه مخالف مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنماید، در نتیجه بالخصوص فوق الاشعار و همانطور كه بیان گردید با كمك گرفتن از ماده 10 قانون مدنی تعیین شیربهاء در ضمن عقد نكاح یا قرارداد دیگر ایراد نداشته و چنانچه جزئی از مهریه قرار گیرد چون زوج تعهد پرداخت آن را نموده است ملزم به انجام تعهد بوده و مكلف به پرداخت آن عند المطالب از ناحیه زوجه می باشد.

با عنایت به جواز مندرج در تبصره ماده 1041 قانون مدنی در صورتی كه پدر برای پسر صغیرش ازدواج نماید چنانچه صغیر دارای اموال باشد مهریه بعهده چه كسی خواهد بود؟

تبصره ماده 1041 قانون مدنی بر اساس اصلاحیه مورخه 14/8/1370 بدین مضمون تحریر یافته كه عقد نكاح قبل از بلوغ با اجازه ولی بشرط رعایت مصلحت مولی علیه صحیح می باشد و در سال 1381 اصلاحیه مجمع تشخیص مصلحت نظام تبصره مزبور را بدین شرح در قالب ماده 1041 قانون مدنی گنجاندند «عقد نكاح دختر قبل از رسیده به سن 13 سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام شمسی منوط است: به اذن ولی بشرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح» در نتیجه چنانچه پدر یا جد پدری برای فرزند صغیرش اجرای صیغه ازدواج نماید و مصلحت او را نیز در این ازدواج رعایت نموده و دادگاه صالح خانواده محل نیز تجویز و تأیید نموده باشد عقد صحیح می باشد و در صورتی كه صغیر دارای اموالی باشد به میزان دارائی او مهریه بعهده صغیر و از مال او تعیین می گردد. لحاظ اینكه همچون سایر عقود همینكه ولی رعایت غبطه و مصلحت مولی علیه خود را نموده چون معامله را برای او انجام می دهد از مال او هم مهریه تعیین می گردد و با استناد از ماده 247 قانون مدنی كه بیان می نماید «معامله با مال غیر جزء بعنوان ولایت و نافذ نیست» معلوم می گردد كه ولی با مال غیر (مولی علیه) معامله نموده و ازدواج خود نوعی معامله و عقدی از عقود لازمه می باشد در نتیجه مهر آن نیز از اموال صغیر تعیین می گردد.

آیا در عقد موقت ارث و نفقه تعلق می گیرد یا خیر؟

 قرآن كریم نظر به مصالح اجتماعی غیر قابل اجتناب نكاح منقطع را با شرایط محدود كننده روا دانسته و در حقوق اسلام دلیل بر فسخ نكاح منقطع وجود ندارد كه لازم است چند نكته اشاره نمود. 1- در نكاح منقطع اگر مرد مسلمان باشد باید زن مسلمانی كتابیه باشد. 2- اگر در نكاح منقطع ذكر مدت شود، آن نكاح حمل به دائم می شود و ادعای زوجه پذیرفته می شود و اگر بین طرفین اختلاف در مدت نشود آن عقد دائم خواهد بود مگر خلاف آن ثابت شود3.- در عقد منقطع طلاق وجود ندارد با انقضای مدت رابطه زوجیت قطع شود. 4- در نكاح منقطع زوجین از همدیگر ارث نمی برند. این مطلب مفهوم مخالف ماده 940 قانون مدنی است5.- هرگاه پس از دخول بذل مدت كند باید تمام مهریه را بدهد. هر گاه تمام مدت را قبل از دخول بذل كند باید نصف مهر را بدهد (مواد 1092 و 1097 قانون مدنی). 6- انقضای مدت نكاح قبل از دخول و وفات زوج قبل از دخول موجب سقوط مهر نمی شود، مواد (1095 و 1096 قانون مدنی) اشاره به این موضوع دارد. 7- موضوع وراثت در عقد دائم است به لحاظ استواری زوجیت كه با قید نص در انقطاعی موضوع ارث منتفی است. اولاد در عقد انتفاعی ارث می برند. زیرا ملحق به پدر هستند كه بین فقها و علماء اختلاف نظر است كه اگر موضوع ارث را شرط نمایند بعضا معتقدند ارث می برند و عده دیگر می گویند به هیچ عنوان ارث تعلق نمی گیرد ولی موضوع نفقه برای عقد انقطاعی مستلزم شرط است و اگر عقد جاری شود و شرط عنوان نشود نفقه نیست، منتفی است.

در صورت دخول آیا در فسخ به زوجه مهریه تعلق می گیرد یا خیر؟

فسخ نكاح دو بخش عمده دارد؛ 1- فسخ نكاح به علت عیوب 2- فسخ نكاح به علت تخلف شرط یا وصف فسخ نكاح قبل از دخول.هرگاه زوج فسخ كند، زوجه نه مهر دارد و نه عده . هر گاه زوجه فسخ كند نیز نه مهریه دارد نه عده. مگر اینكه موجب فسخ نكاح عنن مرد باشد كه باید زوج نصف مهریه را بدهد. اگر بعد از دخول و قبل از علم به عیب زوج نكاح را فسخ كند باید مهرالمسمی بدهد. زیرا به علت دخول طلاق محقق می شود.

اگر تدلیس در حین عقد از جانب زوجه صورت گیرد استحقاق مهر را ندارد و اگر تدلیس را اطرافیان زوجه انجام داده باشند مدلس باید خسارت زوج را بدهد و زوج باید مهر المسمی به زوجه بدهد. درباره مهر المسمی و مهر المثل تقسیم بندی های زیادی دارد كه فعلا مجال ذكر آنها نیست.

فرق بین مهر المثل با مهر المسمی چیست ؟

اگر در نكاح دائم مهر ذكر نشده باشد نكاح صحیح است و طرفین می توانند بعد از عقد مهر را به تراضی معین كنند و اگر قبل از تراضی بر مهر معینی نزدیكی واقع شود زوجه مستحق مهر المثل خواهد بود. برای بیان روشن تر می توان گفت: ذكر مهر دو عقد نكاح سه قسم است:

اول- مفوضة البضع: عقد نكاحی كه ذكر در آن نشده چه مهر صحیح و چه مهر باطل (موضوع ماده 1087 قانون مدنی).

دوم- هرگاه مهر به طور اجمال ذكر نشده لكن تضمین آن پس از عقد نكاح در اختیار زن یا شوهر یا ثالث نهاده شود و آن عقد را نكاح مفوضة المهر نامند (موضوع ماده 1089 قانون مدنی).

سوم- در عقد در مورد مهر به طور معین ذكر شده كه مهرالمسمی نامیده می شود.بعد از دخول (قبل از تعیین مهر) باید مهرالمثل بدهد (ماده 1087 قانون مدنی). مسئله مهر المتعه نكاح مفوضة البضع و مفوضة المهر هر یك مستلزم بیان تشریحی است كه مواد 1087 و 1088 قانون مدنی به آن اشاره شده است.  تعیین مهر المتعه حال زوج از حیث غنا و فقر ملاك است. به عكس مهر المثل در نكاح منقطع عدم ذكر مهر در عقد موجب بطلان است، بر خلاف نكاح دائم در صورتی كه مهر المسمی مجهول باشد یا مالكیت نداشته باشد یا ملك غیر باشد، در صورت اول  و دوم زن مستحق مهر المثل است. در صورت سوم مستحق مثل یا قیمت آن است كه فساد مهر سه صورت دارد؛ 1- فساد مهر به علت مجهول بودن آن. 2- فساد مهر به علت عدم مالكیت. 3- فساد مهر به علت اینكه مربوط به غیر است. مواد 1079 - 1078 - 1100 قانون مدنی كه شرح هر كدام مستلزم داشتن فرصت است كه بنده فعلا توفیق آن را ندارم.

آیا در عقد موقت ارث و نفقه تعلق می گیرد یا خیر؟

 قرآن كریم نظر به مصالح اجتماعی غیر قابل اجتناب نكاح منقطع را با شرایط محدود كننده روا دانسته و در حقوق اسلام دلیل بر فسخ نكاح منقطع وجود ندارد كه لازم است چند نكته اشاره نمود. 1- در نكاح منقطع اگر مرد مسلمان باشد باید زن مسلمانی كتابیه باشد. 2- اگر در نكاح منقطع ذكر مدت شود، آن نكاح حمل به دائم می شود و ادعای زوجه پذیرفته می شود و اگر بین طرفین اختلاف در مدت نشود آن عقد دائم خواهد بود مگر خلاف آن ثابت شود3.- در عقد منقطع طلاق وجود ندارد با انقضای مدت رابطه زوجیت قطع شود. 4- در نكاح منقطع زوجین از همدیگر ارث نمی برند. این مطلب مفهوم مخالف ماده 940 قانون مدنی است5.- هرگاه پس از دخول بذل مدت كند باید تمام مهریه را بدهد. هر گاه تمام مدت را قبل از دخول بذل كند باید نصف مهر را بدهد (مواد 1092 و 1097 قانون مدنی). 6- انقضای مدت نكاح قبل از دخول و وفات زوج قبل از دخول موجب سقوط مهر نمی شود، مواد (1095 و 1096 قانون مدنی) اشاره به این موضوع دارد. 7- موضوع وراثت در عقد دائم است به لحاظ استواری زوجیت كه با قید نص در انقطاعی موضوع ارث منتفی است. اولاد در عقد انتفاعی ارث می برند. زیرا ملحق به پدر هستند كه بین فقها و علماء اختلاف نظر است كه اگر موضوع ارث را شرط نمایند بعضا معتقدند ارث می برند و عده دیگر می گویند به هیچ عنوان ارث تعلق نمی گیرد ولی موضوع نفقه برای عقد انقطاعی مستلزم شرط است و اگر عقد جاری شود و شرط عنوان نشود نفقه نیست، منتفی است.

در صورت دخول آیا در فسخ به زوجه مهریه تعلق می گیرد یا خیر؟

فسخ نكاح دو بخش عمده دارد؛ 1- فسخ نكاح به علت عیوب 2- فسخ نكاح به علت تخلف شرط یا وصف فسخ نكاح قبل از دخول.هرگاه زوج فسخ كند، زوجه نه مهر دارد و نه عده . هر گاه زوجه فسخ كند نیز نه مهریه دارد نه عده. مگر اینكه موجب فسخ نكاح عنن مرد باشد كه باید زوج نصف مهریه را بدهد. اگر بعد از دخول و قبل از علم به عیب زوج نكاح را فسخ كند باید مهرالمسمی بدهد. زیرا به علت دخول طلاق محقق می شود.

اگر تدلیس در حین عقد از جانب زوجه صورت گیرد استحقاق مهر را ندارد و اگر تدلیس را اطرافیان زوجه انجام داده باشند مدلس باید خسارت زوج را بدهد و زوج باید مهر المسمی به زوجه بدهد. درباره مهر المسمی و مهر المثل تقسیم بندی های زیادی دارد كه فعلا مجال ذكر آنها نیست.

فرق بین مهر المثل با مهر المسمی چیست ؟

اگر در نكاح دائم مهر ذكر نشده باشد نكاح صحیح است و طرفین می توانند بعد از عقد مهر را به تراضی معین كنند و اگر قبل از تراضی بر مهر معینی نزدیكی واقع شود زوجه مستحق مهر المثل خواهد بود. برای بیان روشن تر می توان گفت: ذكر مهر دو عقد نكاح سه قسم است:

اول- مفوضة البضع: عقد نكاحی كه ذكر در آن نشده چه مهر صحیح و چه مهر باطل (موضوع ماده 1087 قانون مدنی).

دوم- هرگاه مهر به طور اجمال ذكر نشده لكن تضمین آن پس از عقد نكاح در اختیار زن یا شوهر یا ثالث نهاده شود و آن عقد را نكاح مفوضة المهر نامند (موضوع ماده 1089 قانون مدنی).

سوم- در عقد در مورد مهر به طور معین ذكر شده كه مهرالمسمی نامیده می شود.بعد از دخول (قبل از تعیین مهر) باید مهرالمثل بدهد (ماده 1087 قانون مدنی). مسئله مهر المتعه نكاح مفوضة البضع و مفوضة المهر هر یك مستلزم بیان تشریحی است كه مواد 1087 و 1088 قانون مدنی به آن اشاره شده است.  تعیین مهر المتعه حال زوج از حیث غنا و فقر ملاك است. به عكس مهر المثل در نكاح منقطع عدم ذكر مهر در عقد موجب بطلان است، بر خلاف نكاح دائم در صورتی كه مهر المسمی مجهول باشد یا مالكیت نداشته باشد یا ملك غیر باشد، در صورت اول  و دوم زن مستحق مهر المثل است. در صورت سوم مستحق مثل یا قیمت آن است كه فساد مهر سه صورت دارد؛ 1- فساد مهر به علت مجهول بودن آن. 2- فساد مهر به علت عدم مالكیت. 3- فساد مهر به علت اینكه مربوط به غیر است. مواد 1079 - 1078 - 1100 قانون مدنی كه شرح هر كدام مستلزم داشتن فرصت است كه بنده فعلا توفیق آن را ندارم.

•  اگر عسر و حرج زوجه احراز شده آیا می توان او را اجبار به بذل مهریه نمود؟

در صورتی كه زوجه در عسر و حرج باشد هیچ كس نمی تواند اجبار به بذل مهریه نماید. چون از دیون ممتاز است باید زوج پرداخت كند مگر اینكه خود زوجه بذل نماید.

چنانچه زوجه امكان تمكین را از بین برده باشد با اعلام تمكین مستحق نفقه خواهد بود یا خیر؟

از زمانی كه اعلام تمكین می كند مستحق نفقه است یعنی قبلا تمكین نمی كرده استحقاق نفقه را ندارد.

 

 http://www.ghazavat.com/ghazavat.com/ghezavat17/Special%20Report.htm


| آخرین ویرایش:پنجشنبه 1 بهمن 1388 | نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر