|
متاسفانه مطالعات متعدد در كشور ما نشان میدهد كه آمار طلاق در حال افزایش است. طلاق علل متعددی دارد و هرگز یك علت را نمیتوان به عنوان علت اصلی طلاق در نظر گرفت. طلاق تبعات زیادی را در پی دارد كه چنانچه بتوانیم از علل و عوامل آن جلوگیری كنیم خواهیم توانست از عواقب سخت طلاق رهایی یابیم. با توجه به اهمیت موضوع، بر آن شدیم علل اصلی طلاق را مورد بررسی قرار دهیم تا شاید راهكاری مناسب جهت كاهش آن در نظر گرفته شود. این مطالعه عوامل ایجادكننده طلاق در افراد متقاضی طلاق در دادگاههای خانواده تهران (شهید محلاتی- ونك) طی سالهای 1386-1385 را بررسی مینماید. افراد گروه نمونه شامل 300 نفر و روش تحقیق توصیفی و مقطعی بوده و یافتهها بهصورت فراوانی و درصد نمایش داده شده است. نتایج نشان داد كه مهمترین علل تقاضای طلاق به ترتیب شامل عدم تفاهم و سازش، خشونت و مشكلات جنسی میباشد. نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد كه طلاق علل و ابعاد گوناگونی دارد كه با شناخت دقیق علل آن و برنامهریزی لازم در این زمینهها به ویژه طرح آنها در مشاورههای قبل از ازدواج، همچنین لزوم آگاهسازی زوجین در زمینه دریافت مشاوره تخصصی در زمان بروز مشكل میتوان از میزان وقوع طلاق كاست. كلید واژهها: طلاق، علل روانشناسی، خشونت، مشكلات جنسی
■ مقدمه خانواده؛ نهاد اجتماعی، سازمان، گروه و نیز یك جامعه كوچك است كه از نظر جامعهشناسان، نخستین واحد منسجم نظام اجتماعی را تشكیل میدهد و یكی از مهمترین وظایف آن تامین وحدت و همبستگی اجتماعی است. به نظر ژان بدن «خانواده یك جامعه طبیعی است كه ریشه سایر جامعه هاست و اولین واحد تشكیل دهنده دولت و كشور میباشد.» طلاق یكی از بحرانهای خانوادگی و اجتماعی است كه در بسیاری از موارد موجب عدم تعادل خانواده گشته و بهعنوان یكی از حوادث تنشزا، ثبات خانواده را درهم شكسته و بهداشت روانی اعضای آن را خدشه دار میسازد.اكثر محققان معتقدند كه بازتابهای شوم این بحران دردناك بطور روزافزون در حال افزایش است و زندگی فردی و اجتماعی را مورد هجوم قرار میدهد (علی اسماعیلی، 1374) جامعهشناسان میكوشند تا سیر پدیدآئی این پدیدهها را در سطح اجتماعی مورد بررسی قرار دهند بخصوص آسیب شناسان اجتماعی به طلاق بهعنوان یكی از عوامل پدیدآورنده دستهای از انحرافات اجتماعی مینگرند. روانشناسان، پدیده طلاق را نوعی گسستگی عاطفی زوجین و یا حداقل یكی از زوجین میدانند، این گسستگی عاطفی بدون شك دردناك است و مسلما این پدیده توام با ضایعات و آسیبهای متفاوت برای زوجین میباشد. طلاق علاوه براینكه پدیده فردی و پیچیدهای است، یك پدیده اجتماعی نیز محسوب میشود به همین دلیل طلاق میتواند پایه و اساس بحرانهای مختلف دیگر تلقی شود (بیاتی، 1361). امروزه به دلایل متعدد از جمله دگرگونیهای سریع اجتماعی – اقتصادی و فرهنگی، نهاد مقدس خانواده دستخوش تغییرات و ناملایمات زیادی گردیده است تا جایی كه آمارها نشان دهنده این است كه در آمریكا 3/2 [درصد] ازدواجها به طلاق میانجامد. در یكی از تحقیقاتی كه در سال 1989 توسط محققان دانشگاه ویسكانسین، براساس اطلاعات سال 1985 صورت گرفته، میزان طلاق در ازدواجهای نخست به رقم حیرت آور، 67درصد رسیده است. به عبارت دیگر از هر سه ازدواج دو مورد آن به طلاق ختم میشود. در آلمان گرچه نرخ طلاق پایینتر است اما با وجود این تخمین زده میشود كه حداقل 3/1 [درصد] ازدواجها در آن كشور بدون حل تعارضات باقی میماند و بسیاری از زوجین در یك رابطه پایدار اما بدون رضایت سر خواهند برد. در ایران نیز، اختلافات زناشویی و طلاق جزء مسائل حاد جامعه بهشمار میرود، بهطوری كه در پژوهشی، طلاق جزء 10 رویداد فشارزای زندگی رتبه بندی گردید. بررسی آمار موجود نیز نشان دهنده روند رو به رشد آمار طلاق در كشور است بطوری كه از 3/6 در ده هزار نفر در سال 75 به 4/9 در 10000 نفر در سال 1380 افزایش یافته است(تیرگری، 1386). جدیدترین اطلاعات آماری ایران در مورد طلاق بیانگر افزایش آمار آن میباشد. به گزارش اداره كل روابط عمومی سازمان ثبت اسناد و املاك كشور، طی 6 ماهه اول سال 1381 تعداد طلاقهای خلعی، بائن و رجعی به ترتیب 17، 17 و 32 درصد نسبت به مدت مشابه سال گذشته افزایش نشان میدهد (ماوی، 1381). مقایسه آمار قوه قضاییه در سال 1382، در مورد میزان ازدواجها و طلاقهای به ثبت رسیده بیانگر این است كه تعداد ازدواجهای سال 82 فقط 1161 فقره بیشتر از طلاق بوده است. براساس گزارش كیهان نیا(1375) ایران چهارمین كشور جهان از نظر میزان طلاق معرفی شده است. این افزایش سریع و رو به رشد جدایی و طلاق زوجها، موجب نگرانی تحلیلگران اجتماعی شده است. از طرف دیگر با توجه به پیامدهای متعدد منفی طلاق از جمله بهخطر افتادن سلامت روانی زوجها و فرزندانشان، میزان تصادفات اتومبیل منجر به مرگ، شیوع فزاینده بیماریهای جسمانی، خودكشی، خشونت و قتل برای زوجین و خطر افسردگی، انزوا، مشكلات سلامتی و عملكرد تحصیلی پایین برای فرزندان وجود دارد. نتایج و آمار بالای طلاق، اهمیت و ضرورت برنامههای مداخلهای روانشناسی را برای كاهش اثرات مخرب ناسازگاری زناشویی و كاهش میزان طلاق مطرح میسازد، بهویژه اجرای چنین مداخلاتی در مراحلی كه زوجها هنوز به نارضایتی كامل زناشویی نرسیده اند و در مراحل اولیه ناسازگار هستند امری ضروری بهنظر میرسد (تیرگری، 1386). با توجه به معضل بزرگ طلاق و اثرات آن بر روی تمام افراد جامعه، هدف از انجام مطالعه حاضر شناسائی علل منجر به طلاق در زوجین متقاضی طلاق میباشد. از اینرو شناخت علل جداییها میتواند منتهی به روشن شدن چارچوب ذهنی مسئولین در جهت اتخاذ تصمیمهای درست برای مقابله با این فرایند شوم اجتماعی و همچنین برنامه ریزی جهت مشاورههای قبل از ازدواج و پیشگیری از طلاق شود كه نهایتا منجر به پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و ثبات در خانواده میگردد.
■ روش این مطالعه، یك مطالعه توصیفی است و بهصورت مقطعی اجرا شده است. در این پژوهش كلیه افراد متقاضی طلاق كه طی سالهای 1385 تا 1386 به دادگاههای خانواده تهران (شهید محلاتی- ونك) مراجعه میكردند به طور كامل مورد بررسی قرار گرفتند و اطلاعات لازم جهت بررسی موضوع مورد نظر از آنها استخراج گردید.
■ جامعه، نمونه و روش نمونهگیری جامعه آماری این پژوهش شامل كلیه افراد متقاضی طلاق و حجم نمونه 300 نفر میباشد كه طی سالهای 1385 تا 1386 به دادگاههای خانواده تهران (شهید محلاتی- ونك) مراجعه كردهاند.
■ شیوه اجرا به مدت 2 روز در هفته مصاحبه گر در دادگاه حضوریافته با متقاضیان طلاق مصاحبه مینمود. همه متقاضیان طلاق جهت مصاحبه دعوت میشدند. افرادی كه تمایل به همكاری داشتند و از شرایط ورود به مطالعه برخوردار بودند مصاحبه بعمل میآمد با توجه به میزان همكاری افراد و مدت مصاحبه بهطور متوسط در هر روز 3 یا 4 نفر مورد مصاحبه قرار میگرفتند. ابتدا از طریق جستجو در منابع كتابخانهای و اینترنت دلایل احتمالی طلاق در ایران مشخص شد و بهصورت یك لیست سازماندهی شد. لیست فوق توسط 5 نفر از اساتید مورد بررسی و اصلاح قرار گرفت سپس با یكی از اساتید روانشناسی مشاوره بهصورت یك مصاحبه ساخت یافته تنظیم گردید.
■ روش تجزیه و تحلیل دادهها در این پژوهش دادهها بهصورت فراوانی و درصد نمایش داده شدند.
■ یافتهها در این مطالعه دامنه سنی 300 فرد متقاضی طلاق 62-15 سال (34/8 SD= و 04/31M = ) و طول مدت ازدواج 40-1 سال (64/ 7 SD =و 08/9M = ) بوده است. جدول شماره 1 خصوصیات دموگرافیك افراد متقاضی طلاق را نشان میدهد. براساس دادههای جدول شماره 1 بیشترین میزان تقاضای طلاق در زنان (90)، در گروه تحصیلی دیپلم (7/50)، در زنان خانه دار (7/72)، در طبقه كارمند (3/41)، در خانوادههای بیسواد (3/78) افرادی كه از حمایت زیاد خانواده برخورداند(41) و همچنین در افراد مستاجر (7/49) با وضعیت اقتصادی متوسط (7/49) و ساكنین مناطق جنوبی تهران (3/40) از فراوانی بیشتری برخوردار است و كمترین میزان طلاق در خانوادههای با فرزند بیشتر (6/7) در فرزندان آخر خانواده (10) مشاهده میگردد. همانطور كه نتایج جدول شماره 2 نشان میدهد بالاترین علل درخواست طلاق به ترتیب مربوط به عدم تفاهم و سازش (85)، عدم تامین نیازهای روحی و روانی زوجین (81)، خشونت (7/68) و مشكلات جنسی (7/66) میباشد. همچنین براساس بررسی انجام گرفته در این مطالعه احتمال طلاق در افرادی كه متاركه قبلی داشتهاند 3/10 است. 18/3 افرادی (زنها) كه متقاضی طلاق بودند همسرانشان مشكلات قانونی و قضائی داشتهاند و بیشترین میزان طلاق در ازدواجهای سنتی بوده است.
■ بحث این مطالعه عوامل مرتبط با طلاق را دردادگاهای خانواده تهران در سالهای 1385-1386 مورد بررسی قرار داد. با توجه به نتایج بدست آمده 90درصد (270 نفر) افراد متقاضی طلاق را زنان و فقط 10درصد (30 نفر) را مردان تشكیل میدادند. مطابق با بررسیهای بخش آمار قوه قضائیه در سال 82 از هزاران پرونده درباره ناسازگاریهای زناشویی و تقاضای طلاق در دادگاههای خانواده كه تحت بررسی قرار گرفته است، بیشتر درخواستهای طلاق در پروندهها از سوی زنان علیه شوهران مطرح است و بیش از 90درصد طرح كنندگان درخواستها زنان جوانی بودند كه به علت عدم تفاهم با شوهران خود، خشونت خانگی، فقر مالی و اعتیاد همسران به دادگاهها مراجعه كردهاند (تیرگری، 1386) همچنین در گزارش ریحانی (1381) در بررسی علل طلاق در شهرستان گناباد در اكثریت واحدهای مورد پژوهش (7/45 درصد) زنان خواهان طلاق و كمترین آنها (3/15 درصد) زوجین هردو خواهان طلاق بوده اند (ریحانی، 1381). نتایج این بخش با توجه به حق طلاق در آقایان در كشورمان بیشتر میبایستی مورد بررسی قرار گیرد و این سئوال پیش میآید با توجه به عدم حمایت قانونی و مشكلات رفاهی و اقتصادی در زنان چگونه تعداد قابل ملاحظهای از افراد متقاضی طلاق را زنان تشكیل میدهند. مسئولین خصوصا مسئولین قوه قضائیه میبایستی بررسیهای كارشناسانه در مورد علل و ریشه یابی در این مقوله و در مورد قوانین انجام دهند. نتایج همچنان نشان داد كه میزان تقاضای طلاق در افراد با تحصیلات دیپلم (7/50درصد) بیش از سایر طبقات تحصیلی است. در مطالعه قطبی و همكاران نتایج نشان داد كه سطح تحصیلات با طول مدت زندگی ارتباط داشته و سطح تحصیلات زنان مطلقه بیشتر از مردان بوده است (قطبی، 1383) علاوه بر آن نتایج گزارشهای دیگر نشان میدهد كه هر چه سطح تحصیلات زوجین بالاتر باشد واكنش آنها به موقعیتهای زندگی با احساسات مناسب تری همراه است و از توانائی حل مشكلات خانوادگی به میزان بالاتری برخوردارند. تحصیلات نقش بیشتری در بقا و حفظ خانواده دارد، بدینسان بهنظر میرسد سواد همانند یك عامل آگاهی بخش عمل میكند و بیسوادی و مرزهای نزدیك به آن بالاتریِن نسبت طلاق را فراهم میسازند (میر احمدی زاده، 1382؛ بهاری، 1383؛ شیرزاد، 1379؛ كوردك1، 1993؛ دیكی 2و همكاران، 2002؛ ویلسن3 و اسمال وود4، 2008؛ ایزیگو ابانیهی5، 1998). گو (1985) معتقد است رضایت زناشویی به عوامل متعددی بستگی دارد ولی بحران زمانی به وجود میآید كه اشتغال زن جز ارجحیتهای زن و شوهر محسوب میشود. اشتغال زن و شوهر به كار و مطالعه، موجبات تفاهم بیشتر و در نتیجه تداوم زندگی آنهارا فراهم میكند (بنی جمالی، 1383). نتا یج مطالعه حاضر نشان داد كه بیشترین میزان تقاضای طلاق در زنان خانه دار (7/72 درصد) در مقایسه با زنان شاغل مشاهده میشود. پژوهش ما با یافتههای میراحمدی زاده و همكارانش (1382) هماهنگ است. آنها گزارش دادند كه بیشتر زنان در شرف طلاق، خانهدار (9/61 درصد) هستند این امر شاید موید نظر جامعهشناسان باشد كه احساس استقلال در خانمها سبب افزایش رضامندی زناشویی میشود (میراحمدیزاده، 1382؛ كانگر 6، 1999؛ بهویا 7، 2005؛ لوین 8، 2005؛ ویستفیلد9، 2002؛ كسلر 10، 1998؛ روگ 11، 2006؛ روترمن 12، 2007). همچنین نتایج این مطالعه نشان داد كه بیشترین طبقه مراجعه كننده به دادگاه خانواده طبقه اجتماعی و اقتصادی متوسط (7/49درصد) بوده است. برخی از محققین معتقدند كه در مقایسه با مشكلات دیگر، مشكلات اقتصادی روابط زناشویی را كمتر تخریب میكند (ودد 13، 2000؛ كنو 14، 2000؛ هیتون 15، 1999؛ یون 16، 2007؛ كاگلین 17، 2000؛ ثوان 18، 2006). ولی تحقیقات دیگر نشان میدهد كه فقر اقتصادی یكی از علتهای مهم طلاق محسوب میشود. ناپایداری در طبقات فقیر بیشتر از طبقات دیگر جامعه است. بهعبارت دیگر هر قدر در سطوح قشربندی اجتماعی پایینتر میآییم میزان طلاق رو به افزایش میگذارد(شیرزاد، 1383؛ بنی جمالی، 1383؛ كالمیجن 19، 2007؛ بران 20، 2007؛ مك دونالد 21، 2004(به نظر میرسد این بخش از تحقیق نیاز به بررسی بیشتر و دقیقتر داشته باشد. نتایج این مطالعه همچنان حاكی است كه میزان طلاق در رتبه تولد متوسط و در افرادی كه از حمایتهای مادی و معنوی بیشتر و در خانوادههای بیسواد (3/78 درصد) فراوانتر مشاهده میگردد. صابری و همكاران (1377) طی مطالعهای نشان دادند كه میزان سواد متغیر مهمی در بهبود یا وخامت عملكرد خانوادگی میتواند تلقی شود. به عبارتی هر چه سطح تحصیلات زوجین و خانواده بالاتر باشد واكنش آنها به موقعیتهای زندگی بهتر میباشد (شیرزاد، 1383) بنابر این میتوان چنین ادعا كرد كه بهعلت فقر فرهنگی خانواده ها، طلاق درخانوادههای بیسواد یا كم سواد بیشتر مشاهده میگردد. در اكثر مطالعات گذشته یكی از عوامل طلاق را نبودن فرزند در خانواده ذكر میكردند. نتایج مطالعه حاضر نشان داد كه میزان تقاضای طلاق در خانوادههای با فرزند بیشتر كمتر است در صورتی كه تفاوت چندانی در میزان درخواست طلاق در خانوادههای بدون فرزند و فرزند كمتر مشاهده نشد. مطالعات دیگر هماهنگ با مطالعه انجام یافته حاكی از كاهش میزان طلاق در خانوادههای چند فرزندی (بیش از سه فرزند) میباشد (قطبی، 1383؛ شیرزاد، 1383؛ بهاری، 1383؛ تیلسن 22، 2000) بهطور كلی تحصیلات پایین، بیسوادی خصوصا در زنان، خانهدار بودن، بیكاری شوهر، شرایط اقتصادی وتعداد فرزندان یا فقدان فرزند از مهمترین عوامل پیشبینی كننده طلاق بهشمار میروند. (جوكار، 1385؛ ودد 23، 2004؛ استوركسن 24، 2007؛ كونتز 25،.2007.) ناهماهنگی زن و شوهر از نظر خصوصیات اخلاقی یا نداشتن توافق اخلاقی، زندگی مشترك را به دوزخی جان سوز بدل میسازد. تفاهم و سازگاری نقش موثری در پایداری پیوند زناشویی دارد (میر احمدی زاده، 1383) در پژوهش حق دوست، رواز، كاملی و لطیفی (1374) كه به بررسی دیدگاه 300 نفر از دانشجویان علوم پزشكی كشور درباره عوامل موثر در ازدواج پرداختند فداكاری و گذشت یكی از چهار ویژگی اصلی همسر ایده ال معرفی شد. در زندگی مشترك باید بستر مناسبی برای اعتماد و دلبستگی دو سویه موجود باشد و لازمه این بستر، داشتن دیدی مثبت نسبت به یكدیگر است(صالحی فدری، 1378) در بررسی علل و عوامل طلاق در این مطالعه نتایج نشان داد كه عدم تفاهم و سازش (85درصد) یكی از مهمترین علل در این مطالعه میباشد. تحقیقات مختلف نشان میدهد اختلاف و عدم تفاهم منجر به بروز طلاق در خانوادهها میشود. در بررسی عوامل اختلاف خانوادگی و طلاق در خانوادههای مشكل دار مراجعهكننده به مراكز مشاوره شیراز عدم تفاهم را در 16/16درصد موارد به عنوان عامل بروز مشكل معرفی نمود. همچنین نتایج نشان داد كه احتمال طلاق در صورت وجود عدم تفاهم 47درصد و احتمال آشتی 31درصد میباشد(مهدویان، 1376)در مطالعهای كه توسط ستاری در سال 1384 انجام گرفت نتایج نشان داد كه خشونت، علل اقتصادی، بیكاری، تفاوتهای فرهنگی زوجین، ناتوانی جنسی، انحراف جنسی، اعتیاد به مواد مخدر، غیبت یكی از زوجین، ارتكاب جرم و زندانی شدن و عدم پرداخت نفقه از عوامل اساسی طلاق میباشند(ستاری، 1384) و در پژوهش سپهریان در سال 1379 علت تقاضای طلاق در 83 درصد موارد ناسازگاریهای رفتاری و اخلاقی و در 10 درصد موارد بیماری، بیماری روانپزشكی در حداقل یكی از زوجین گزارش شد. ناسازگاریهای اخلاقی میتواند ناشی از علل روانشناختی نیز باشد(سپهریان، 1379؛ اشلینگ 28، 2003؛ كومگی 29، 2006؛ هوستن 30، 2001). آماتو و راجرز (1997) دریك مطالعه طولی متغیرهای موثر بر وقوع طلاق را بررسی كردند نتایج نشان داد كه 20درصد زوجین، مشكلات ازدواج را ناشی از عصبانیت شوهر گزارش كرده اند.شوهران بطوركلی گزارش كرده بودند كه احساسات آزاردهنده، انتقاد كردن، بدخلقی و حسادت همسرانشان باعث بروز مشكلات زناشویی بوده است. زنان بهطور كلی حسادت و رفتارهای آزاردهنده شوهرانشان را عامل بروز مشكلات ازدواج میدانند.در یك رده بندی از مشكلات زناشویی، سوء استفاده بدنی را بعنوان عاملی كه بیش از همه بر روابط اثر منفی دارد، متذكر شدهاند. (آماتو 31،راجرز 32، 1997؛ ویشمن 33 و همكاران، 1997؛ نایهیوس 34، 2007؛ كریستینسن 35، 2006). در مطالعه حاضر خشونت (7/68درصد) یكی از عوامل موثر در طلاق بوده است. از دیگر عوامل مربوط به طلاق مشكلات زناشویی و جنسی است كه اثر قاطعی در بروز مشكلات زناشویی و طلاق دارد كه از آن جمله خیانت جنسی است. روابط جنسی خارج از ازدواج یكی از مهمترین مشكلات مطرح شده از سوی زوجین مراجعهكننده برای درمان ذكر شده است (ویشمن، 1997) یك ارتباط جنسی مشكلآفرین نیز ممكن است بر تعامل زن و شوهر تاثیر زیانآوری داشته باشد. در عمل ممكن است چرخه معیوبی رخ دهد كه در آن ناهماهنگی زناشویی با عملكرد موفقیت آمیز جنسی تداخل نموده و ناهنجاری جنسی موجب بروز ناسازگاری زناشویی بیشتر گردد. هنری و میلر مشكلات جنسی را با فراوانی 8/23درصد از رایجترین مشكلات زناشویی زوجین میانسال ذكر كردهاند (هنری 36 و میلر 37، 2004؛ گلزب 38، 2000؛ سالیوان 39، 2001) رحمتاللهی نیز، مشكلات جنسی را در 91درصد ازدواجهای آسیب دیده نشان داده است (رحمتاللهی، 1385) .نتایج گزارش حاضر نشان داد مشكلات جنسی (7/66درصد) خصوصا اختلال در میل و انگیزه جنسی (3/41درصد) از مهمترین عوامل تقاضای طلاق میباشد با توجه به نتایج بهدست آمده در حدود 3/2 [درصد] افراد متقاضی طلاق از مشكلات یا اختلالات جنسی رنج میبرند. بنابر این وقوع هر یك از مشكلات جنسی ممكن است تاثیر زیانآوری بر سایر حوزهها داشته باشد. بدیهی است كه رضایت از رابطه جنسی ارتباط تنگاتنگی با رابطه كلی زن و شوهر دارد. در بررسی روشهای انتخاب همسر با وقوع طلاق نتایج نشان داد كه 3/62درصد بطور سنتی، 29درصد با آشنایی (دوستی) قبل از ازدواج و 7/8درصد بالاجبار خانواده بوده است. انتخاب نادرست و عدم دقت اولیه در امر همسرگزینی و آشناییها و دلبستگیهای عاشقانه بیمحتوا كه طبعا تحمیل نظرات والدین را در پی داشته از مهمترین عوامل شیوع طلاق در كشور بوده است. بررسیای كه بر روی 45 زن و 24 مرد انجام گرفت نتایج نشان داد كه رخداد طلاق پس از 100 ماه زندگی مشترك در افرادی كه ازدواج تحمیلی را بهعنوان یك عامل مهم منجر به طلاق ذكر كرده اند حدود 99درصد و در افرادی كه این عامل در طلاق آنها نقشی نداشته است 22درصد بوده است.شیوه آشنایی و ازدواج تحمیلی با میانگین مدت زندگی مشترك ارتباط آماری معنی داری داشته است(قطبی، 1383).در مطالعه دیگر ازدواج تحمیلی تنها 7/0درصد تقاضای طلاق را به خود اختصاص داده است، عدم علاقه و ازدواج تحمیلی كه تا حد زیادی مرتبط هستند در مجموع حدود 5درصد علل طلاق را تشكیل میدهند این یافتهها منطبق با یافته لارسون و هلمن (1994) است كه به نقش مخرب ازدواج تحمیلی بر روابط زناشویی اشاره دارد (زرگر، 1383؛ مارشال 40، 2003؛ مهانی 41، 2001) .براساس یافتههای مطالعه حاضر و دیگران در ازدواجهای سنتی بیشترین میزان تقاضای طلاق مشاهده میگردد. خانوادهها میبایستی به این امر توجه نموده و قبل از ازدواج، شرایط آشنایی روحی و اخلاقی بیشتری بین دختر و پسر ایجاد نمایند شاید با شناخت بیشتر از همدیگر بتوان تا حدودی از وقوع طلاق جلوگیری نمود. بهطور كلی، عوامل متعددی میتواند یك ازدواج را آسیبپذیر سازد. شدت تاثیر گذاری این عوامل در تحقیقات مختلف متفاوت ارزیابی شده است آنچه مهم است یافتن عواملی است كه بر تعداد بیشتری از ازدواجها، تاثیر مخرب دارد. در این صورت میتوان نسبت به آگاه سازی زوجین و خانوادهها ی آنان در زمینه دقت در انتخاب همسر و برخورد مناسب زوجین با یكدیگر، عوامل خطرساز بروز طلاق را در جامعه كاهش داد. علاوه بر آن اهمیت مشاورههای روانشناسی قبل از ازدواج، در طول زندگی زناشویی و حتی در افراد متقاضی طلاق در كاهش ازهم پاشیدگی خانوادهها میبایستی مورد توجه قرار گیرد. ■ تقدیر و تشكر مراتب سپاس و قدردانی خود را از معاونت پژوهشی دانشگاه تهران جناب آقای دكتر مسعود یونسیان به خاطر كمكهای بیشائبه و همكاران محترمشان از طرح اعلام میداریم همچنین از زحمات جناب حاج آقا صادقی رئیس مجتمع قضائی دادگاه خانواده شماره 2 ونك، جناب آقای حسین قربانی قاضی محترم و سركار خانم گل احمدی و كلیه پرسنل مجتمع قضائی دادگاه خانواده شماره 2 ونك و دادگاه خانواده شماره 1 شهید محلاتی، از راهنمائیهای ارزشمند جناب دكتر محمود دژگام، جناب دكتر عباس رحیمی فروشانی، جناب آقای محمود دهقانی دانشجوی دكتری انستیتو و روانپزشكی تهران، سركار خانم دكتر مامك شریعت و كلیه پرسنل مركز تحقیقات بهداشت باروری ولیعصر (عج) كمال تشكر و سپاسگزاری را داریم.
1. Kurdek,L.A . 2. Dekay, M.L 3. Wilson, B. 4. Smallwood, S 5. Isiugo-Abanihe, UC. 6. Conger, R.D 7. Bhuiya, A . 8. Lewin, A.C 9. Weisfeld, G.E. 10. Kessler, R.C 11. Rogge, R.D .12. Rotermann, M 13. Wade, T.J. 14. Cano, A 15. Heaton, T.B. 16. Yoon, K.L 17. Caughlin, J.P. 18. Thuen, F 19. Kalmijn, M. 20. Brown, J.A 21. McDonald, L .22. Tilson, D 23. Wade, T.J .24. Storksen, I 25. Coontz, S. 26. Marrkman, H.j 27. Freedman, C.M. 28. Schilling, E.A 29. Kumagai, F. 30. Huston, T.L 31. Amato, P.R. 32. Rogers, S.J 33. Whisman, M.A. 34. Niehuis, S 35. Christensen, A. 36. Henry, R 37. Miller, R. 38. Golzb, M.G 39. Sulivan, K.T. 40. Marshal, M.P 41. Mahoney, A.

■ منابع - بهاری، ف.، صابری، م. (1383). مقایسه عملكرد خانوادگی زوجهای در حال طلاق ارجاعی به سازمان پزشكی قانونی و زوجهای غیرمطلقه. مجله علمی پزشكی قانونی، دوره 10، تابستان شماره 34، 75-79. - بنی جمالی، ش، نفیسی، غ، یزدی، م.(1383). ریشهیابی علل از هم پاشیدگی خانوادهها در رابطه با ویژگیهای روانی-اجتماعی دختران و پسران قبل از ازدواج. مجله علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید اهواز دوره سوم، سال یازده هم شمارههای 1و2،143-170. بیاتی، ا. (1361). بررسی عوامل موثر در ایجاد اختلافات زنان و مردان متاهل كه منجر به مراجعه به دادگاههای خاص میگردد، پایان نامه كارشناسی ارشد،دانشگاه تربیت مدرس. - تیرگری، ع..(1386). بررسی اثر بخشی آمزش هوش هیجانی بر روابط زناشویی،، پایان نامه دكتری انیستیتو روانپزشكی تهران. - جوكار، ا.، گرمزنژاد، س.(1385). دلایل ارجاع افراد به دادگاه خانواده در شهر یاسوج 1385، فصلنامه علمی دانشكده پرستاری و مامائی حضرت زینب (س) شماره 2، دوره پاییز، 19-26. - رحمت اللهی، ف.(1385). آسیب شناسی زندگی زناشویی در شهر اصفهان و ارائه مدلی جهت آسیب شناسی زندگی زوجین. پایان نامه كارشناسی ارشد. دانشگاه اصفهان، اصفهان. - ریحانی، ط.، عجم، م.(1381). بررسی علل طلاق در شهر گناباد سال 1381. افق دانش؛ مجله دانشكده علوم پزشكی و خدمات بهداشتی درمانی گناباد،، دوره8، پاییز و زمستان شماره 2، 96-102. - سپهریان، ف.(1379). بررسی مقدماتی عوامل موثر برطلاق. فصلنامه علمی- پژوهشی اصول بهداشت روانی.، شماره 5و6، 17-29. - ستاری، ف.(1384). همایش طلاق و راهكارهای در كاهش آن، كرج.. - شیرزاد، ج.، كاظمی فر، الف.(1383). مطالعه همه گیر شناسی زوجین در حال طلاق ارجاعی به اداره كل پزشكی قانونی استان همدان.مجله علمی پزشكی قانونی، دوره 10، شماره 36، 207-212. - قطبی، م، هلاكویی نایینی،ك، جزایری ،ا، رحیمی،ع. (1383). وضعیت طلاق و برخی عوامل موثر بر آن در افراد مطلقه ساكن در منطقه دولت آباد. فصلنامه علمی و پژوهشی رفاه اجتماعی، سال سوم شماره 12، 273-288. - صالحی فدری، ج.(1378). رضامندی زناشویی. تازههای رواندرمانی، سال چهارم، شماره 13 و 14 صفحات 84- 108. - علی اسماعیلی، م. (1374). بررسی عوامل موثر در تقاضای طلاق زنان سنین 40-20 سال شهر تهران و مقایسه آن با عوامل رضامندی زنانی كه چنین تقاضائی نكرده اند،، پایاننامه كارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس. - ظهیرالدین، ع.، خدایی فر، ف.(1380). بررسی نیم رخهای شخصیتی مراجعین طلاق به دادگاه خانواده تهران در سال 1380.فصل نامه علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشكی و خدمات بهداشتی درمانی كاشان، دوره 7 بهار، شماره 25، 1-7. - مهدویان، م.(1376). بررسی تاثیر آموزش ارتباط بر رضامندی زناشویی و سلامت روانی، پایان نامه كارشناسی ارشد انیستیتو روانپزشكی تهران. - میر احمدیزاده، ع.، نخعی امرودی، ن.، طباطبایی، ح.، شفیعیان، ر.(1382). رضامندی زناشویی و تعیین عوامل تاثیرگذار بر آن در شیراز. اندیشه و رفتار. سال هشتم، شماره 4، بهار، 56-63.
* نویسندگان: دكتر فاطمه رمضان زاده: استاد، گروه زنان و مامائی، رئیس مركز تحقیقات بهداشت باروری ولی عصر (عج)، دانشگاه علوم پزشكی تهران. دكتر جعفر بوالهری: دانشیار، گروه روانپزشكی،رئیس انستیتو روانپزشكی تهران، دانشگاه علوم پزشكی ایران. نسرین عابدی نیا: كارشناس ارشد روانشناسی بالینی، مركز تحقیقات بهداشت باروری ولی عصر (عج)، دانشگاه علوم پزشكی تهران. هاجر پهلوانی: كارشناس ارشد روانشناسی بالینی، انستیتو روانپزشكی تهران، دانشگاه علوم پزشكی ایران. محمد مهدی نقی زاده: كارشناس ارشد آمار زیستی، مركز تحقیقات بهداشت باروری ولی عصر (عج)، دانشگاه علوم پزشكی تهران. زینب رنجبر: كارشناس ارشد حقوق بینالملل، رئیس اداره آموزشهای مردمی معاونت آموزش قوه قضائیه. دكتر سید مهدی صابری: استادیار، گروه روانپزشكی،سازمان پزشكی قانونی كشور. دكتر محمد رضا زندی: دكتری حقوق جزا، معاون آموزش دادگستری استان تهران. فرانك بابایی بالدرلو: كارشناس روانشناسی، مددكار اجتماعی قوه قضائیه، دادگاه خانواده شماره 2 ونك. خاتون مردانی: كارشناس روانشناسی، مددكار اجتماعی قوه قضائیه، دادگاه خانواده شماره 2 ونك. |