تبلیغات
وبلاگ حقوقی محمد حسنی - همسر آزاری(2)

همسر آزاری(2)

یکشنبه 19 اردیبهشت 1389  08:31 ق.ظ

عدم علاقه و بروز تنفر

در بعضی موارد رفتار آزار دهنده زنان از بی علاقگی یا نفرت آنها نسبت به شوهر نشأت می گیرد که عوامل زمینه ساز آن می تواند متفاوت باشد. برخی از این عوامل عبارتند از:

عدم تناسب سنی زوجین

در مواردی، پدر و مادر علیرغم خواست دختر، او را به ازدواج با فردی ثروتمند مجبور می کنند که فاصله سنی زیادی با دختر دارد. این عمل موجب می شود که بسیاری از خواسته های زن، برای شوهر مطلوب و یا منطقی نباشد و از سوی دیگر بسیاری از خواسته ها و تمایلات همسرش را نشناسد و یا در صورت شناخت، میل باطنی برای تأمین آنها نداشته باشد، از این نقطه، درگیری ها و جدال ها آغاز می شود.

عدم پایبندی شوهر به دستورات مذهبی

زن مؤمن و متقی می خواهد همسر او یک انسان با ایمان و پرهیزگار باشد، زیرا معتقد است که با فاصله گرفتن از گناه و عصیان الهی، می توان زمینه را برای داشتن یک زندگی آرام و مورد رضای الهی فراهم نمود و چنین زندگی می تواند کمال و ترقی اعضای خانواده را در دنیا و سعادت جاودانه آنها را در آخرت فراهم کند.

عدم بهداشت از سوی شوهر

عدم رعایت نظافت و بهداشت از سوی شوهر، بی توجهی یا کم توجهی به خواست و رضایت همسر می تواند زمینه ساز بروز اختلافات و موجب انزجار نسبت به همسرشود. در این صورت عکس‎العمل‎های زن برای شوهر آزار دهنده تلقی می‎شود.

ناکامی مادی و معنوی

در بسیاری از خانواده‎ها، زن قبل از ازدواج، آینده خاصی را از جهت بهره‎مندی از امکانات مادی و رفاهی یا برخورداری از اخلاق و آداب انسانی و اسلامی برای اعضای خانواده ترسیم کرده تا در سایه ازدواج بدان دست یابد، اما بعد از ازدواج، در این زمینه احساس عدم موفقیت می‎کند، در چنین شرایطی زن، شوهر خود را مقصر می داند و ابتدا از اظهار محبت و احترام نسبت به او دریغ می ورزد و به تدریج خلق و خوی خود را تغییر داده و اذیت و آزارهای او شروع می شود.

دگرآزاری

بیماری سادیسم یا دگر آزاری می تواند منشأ معضل شوهرآزاری باشد. سادیسم نوعی اختلال روانی است که فرد بیمار، تمایل به آزار و اذیت دارد و به دنبال انجام آن، احساس رضایت می کند. این آزار از سوی زن می تواند به صورت های مختلف از جمله آزار و اذیت در هنگام تحریکات جنسی شوهر ظاهر شود. بر این اساس گفته می شود که تمایلات سادیستیک زنان موجب می شود تا آنها همسرشان را مردانی ناشناس تلقی نموده و آنها را آزرده نمایند.

قدرت طلبی

بعضی از زنان تلاش می کنند تا بر افکار، احساسات، باورها، ارزش ها و رفتار همسر سلطه یافته و هر آنچه را که خود می پذیرند، بر وی تحمیل کنند و در صورت عدم توجه شوهر به این خواسته ها، در طی زمان، وی را وادار به تسلیم نموده و خواستة خود را عملی سازند.

عدم صداقت و فریبکاری

یکی از پایه های اصلی روابط سالم خانواده، صداقت و راستی است. اگر زن در روابط خود با شوهرش، یکرنگ نباشد و با پنهان کاری و فریبکاری رفتار کند، در این صورت اعتماد همسر از او سلب شده و حتی سخنان و وعده های صادقانه او را نیز نمی پذیرد و نمی تواند چنین فردی را به عنوان شریک زندگی محسوب کند و در تصمیم گیری‎ها با او مشورت نماید و او را مشارکت دهد، در نتیجه روابط زوجین تیره شده و بنیاد خانواده سست خواهد شد.

خودگرایی

برخی از زنان در خانواده، تمام توان خود را برای تأمین نیازها و دستیابی به اهداف خویش به کار می گیرند و از مشارکت در امور خانه کناره گیری می کنند و در مواردی که بین خواسته آنها و خواسته اعضای خانواده تقابلی ایجاد می‎شود، حاضر نیستند از منافع خود برای تأمین منافع تمام اعضای خانواده صرف نظر کنند، در نتیجه تمام مشکلات را معطوف به همسر خویش می‎دانند. در این شرایط روابط بین زوجین به سردی گرائیده و سلامت خانواده تهدید می‎گردد.

ب) علل اجتماعی

دخالت دیگران

از جمله عواملی که روابط سالم بین زن و شوهر را متزلزل می کند، دخالت دیگران به خصوص والدین همسر در حریم زندگی است. گرچه این عمل به جهت علاقه وافر و با انگیزة راهنمایی انجام می شود، اما گاه می تواند فرد را تحریک کرده و موجب درگیری و اختلاف بین زوجین شود. در مواردی مقایسه وضعیت زندگی فرد با زندگی بستگان یا آشنایان، زمینه های نارضایتی از زندگی را فراهم می‎نماید، به طوری که زن، شوهر خود را وادار می‎کند تا از هر طریق ممکن، سطح زندگی را ارتقا دهد. بدین منظور با برخوردهای نامناسب و غیر منطقی، زیاده خواهی های خود را طلب می کند. از این زمان، فضای صمیمی و پر از محبت و احترام متقابل می‎شکند و اختلاف ایجاد می شود. متأسفانه این مسئله، اخیراً در جامعة ایران بسیار شایع شده است. بر اساس پژوهش های انجام شده درصد قابل توجهی از زنان و مردان علت جدایی از همسرانشان را دخالت خویشاوندان و آشنایان می‎دانند، تحقیقات نشان می دهد که از بین عوامل مختلف طلاق (نظیر ناسازگاری های رفتاری و اخلاقی، دخالت خویشاوندان و آشنایان، تنفر از همسر و اعتیاد همسر به مواد مخدر) دخالت دیگران، رتبه دوم را به خود اختصاص داده است.

- نارضایتی اجتماعی

مشکلات شغلی و برخی مسائل و نارضایتی‎های اجتماعی (تورم و گرانی کالاها و مسکن، بیکاری...) می‎تواند باعث بروز اختلاف میان زن و شوهر و بروز رفتار تلافی جویانة او با شوهرش شود و یا به طور ناخودآگاه، این ناراحتی در روابط فرد با اعضای خانواده ظهور کند، زیرا زن به جهت برخورداری از روحیه لطیف و حساس، در مواجهة با این مشکلات، فشارهای روحی و روانی بیشتری را متحمل می شود، از این رو ممکن است ناراحتی های خود را به شکل رفتارهای نابهنجار بروز دهد.

- نارضایتی خانوادگی

نارضایتی زن از ازدواج، به دلیل تمایل وی به ازدواج با فرد دیگر و مخالفت والدین و اجبار او به این ازدواج و یا عدم ازدواج شوهر با فرد مورد علاقه اش موجب شده است که زن به طور ناخواسته، فرد دیگری را برگزیند. همچنین تفاوت سنی شوهر نسبت به زن و مشکلات متعاقب آن، باعث می شود که زن با میل و رغبت و رضایت قلبی، ازدواج با چنین شوهری را نپذیرد و رفتار گرم و صمیمانه‎ای با وی نداشته باشد.

- خشونت خانوادگی

مشاهدة رفتارهای خشن پدر، خشونت های خانگی اعم از: ظلم ها، اهانت ها و آسیب های مردان در برابر چشم فرزندان در محیط خانواده، بسیاری از دختران را در زندگی آینده با حس انتقام یا حس ممانعت از بروز چنین وقایعی درگیر می کند تا بدانجا که تلاش می کنند در برابر شوهر رفتار خشونت آمیز داشته باشند تا هرگز دچار وضعیتی مشابه مادرشان نگردند.

عکس العمل شوهر در برابر همسرآزاری

به اعتقاد «مرتن» اگر افراد جامعه، از طریق هنجارها و ابزارهای استاندارد شدة کنش، به ارزش‎ها و اهداف جامعه دست یابند و با هنجارهای آن جامعه همنوا شوند، آن جامعه از یک نظام اجتماعی متعادل برخوردار خواهد بود، اما اگر اعضای جامعه نتوانند از طریق راههای مشروع، به آن اهداف دست یابند، ممکن است به انزواطلبی یا طغیانگری سوق داده شوند. در نظام خانواده نیز اگر شوهر احساس کند که همسر مناسبی دارد و می تواند به کمک او، کارکردهای اصلی خانواده را محقق کند و با داشتن خانوادة سالم، احساس آرامش، آسایش و رضایت خاطر کند و با عشق و علاقة تمام و با قبول همه سختی ها و مشکلات، در راه رفع نیازهای خانواده تلاش نماید، خانوادة متعادل شکل می‎گیرد؛ اما روابط آزاردهندة زن با شوهرش می‎تواند، عشق و علاقه آنها را به یکدیگر کاهش دهد و به تدریج زمینه تزلزل خانواده فراهم شود، زیرا شوهر در شرایط نابسامان خانواده یکی از دو گزینه انزواطلبی یا طغیانگری را انتخاب می‎کند که می‎تواند به صورت‎های ذیل و بروز یابد:

الف) انزواطلبی

تأخیر در بازگشت به خانه

در نخستین روزهای ازدواج، به جهت وجود عشق و علاقه متقابل زن و مرد و شدت وابستگی طرفین به یکدیگر، شوهر، زودتر یا به موقع در منزل حضور می‎یابد، اما به طور طبیعی با گذشت روزهای اولیه ازدواج، تا حدودی از میزان و شدت این روابط کاسته می شود و به همان نسبت نیز میل افراطی مرد برای مراجعة زود هنگام به خانه کاهش می یابد. این موضوع زمانی به مرحله حاد می‎رسد که رفتار محبت آمیز زن، جای خود را به رفتار تند و خشونت آمیز دهد و شوهر رغبتی به حضور در خانه و برخورد با همسر و فرزندان نداشته باشد و ترجیح دهد که بیشتر اوقات خود را در بیرون از منزل و در غیاب همسر سپری کند و از این طریق خود را از فضای آزاردهندة خانواده رها کند؛ از این رو ممکن است حتی برخی شب‎ها به خانه نیاید و اوقات خود را با دوستانش سپری کند.

اعتیاد

همزمان با همسرستیزی زن، ممکن است شوهر به جهت کمبود محبت از سوی زن، جذب گروههای نابهنجار از جمله معتادان شده و با آنها ارتباط برقرار کند و تحت تأثیر رفتار آنها معتاد شود و به مواد مخدر روی آورد. اعتیاد شوهر نقطه شروع نزاع و درگیری جدی بین زن و شوهر است. به دنبال شدت درگیری، مرد، احساس اذیت بیشتری می کند، در نتیجه برای فرار از تنازعات، هرچه بیشتر اوقات خود را در خارج از منزل سپری می‎کند. این موضوع می تواند زمینة بسیاری از کجروی های دیگر را فراهم کند.

سردی جنسی

سردی جنسی و کاهش رغبت جنسی مرد نسبت به همسر، یکی از پیامدهای شوهرآزاری است. یعنی شرایط نابسامان خانواده و فشارهای روانی، علاقه شوهر به روابط جنسی را تضعیف می‎کند و انگیزه وی را کاهش می دهد. به اعتقاد روانشناسان شرایط روحی و روانی، بر کاهش یا افزایش تمایلات جنسی تأثیرگذار است. به اعتقاد آنان «غریزه جنسی در طی زندگی، تحت تأثیر نوسانات زیادی قرار می گیرد و قوی‎تر یا ضعیف‎تر می شود. از جمله، به هنگام ناخوشی‎های گوناگون یا پس از آن و در موقع وارد آمدن لطمات روحی و حوادث زندگی».

خودکشی

بعضی از مردان که منزلت اجتماعی بالایی دارند و در بین اقوام و خویشاوندان و دوستان خود، از احترام زیادی برخوردارند، کمتر راضی می شوند که اختلافات خانوادگی خود را برای دیگران مطرح کنند و همیشه هراس دارند که بستگان یا دوستان آنها متوجه این درگیری ها شوند، لذا از بروز آن جلوگیری می کنند و همین مسئله در طول زمان موجب می شود که صبر و تحمل آنها لبریز شده و در اثر فشارهای بیش از اندازه، دچار اختلال روانی گردیده و دست به خودکشی زنند.

ب) طغیانگری

طلاق

رفتار ناپسند زن با شوهر یکی از علل اصلی طلاق و جدایی است، زیرا موجب می شود تا شوهر در معرض ناراحتی های شدید روانی قرار گرفته و محبت و صمیمیت زوجین رخت بربندد. در این صورت امکان ادامه زندگی سلب می‎گردد و شوهر برای رفع کشمکش و مخاصمه، به ناچار طلاق را برمی‎گزیند.

همسرگزینی مجدد

بعضی از مردان برای جبران خلأ روابط محبت‎آمیز با همسرشان و یا رفع محرومیت غرائز جنسی، همسر دیگری را انتخاب می‎کنند، اتخاذ این رویه می‎تواند نتیجة شوهرآزاری پنهان و آشکار باشد.

ایجاد مضیقه اقتصادی

در برخی موارد، شوهر، توانایی طلاق یا همسرگزینی مجدد را در برابر همسرآزاری ندارد و یا از نتایج آن هراسناک است، لذا زن را در تنگنای اقتصادی قرار داده و از دادن نفقه و مخارج زندگی خودداری می کند و از این رویه به عنوان ابزار پشیمانی زن نسبت به این روابط ناسالم استفاده می‎نماید تا زن را وادار کند از روابط نادرست خود دست بردارد.

ضرب و شتم همسر یا فرزندان

در خانواده هایی که زن تمکن مالی خوبی دارد و از جهت تأمین نیازهای اقتصادی، هیچ وابستگی به شوهر ندارد، طبیعی است که مضیقه اقتصادی، نمی تواند وسیلة مناسبی برای کنترل رفتار زن باشد. بنابراین شوهر ممکن است در قبال اذیت های همسر خویش، عکس‎العمل نشان دهد و به ضرب و شتم همسر یا فرزندان خود بپردازد.

تخریب حیثیتی

بعضی از افراد ممکن است راه دیگری را برای برخورد با ناسازگاری همسر خود انتخاب کنند، خصوصاً در مورد زنانی که از حیثیت اجتماعی بالایی برخوردار هستند، عکس‎العمل مردان از طریق تخریب جایگاه همسر در نزد بستگان، همکاران یا دوستان انجام می‎شود تا جهت حفظ شخصیت و موقعیت اجتماعی خود، رفتارهای نامناسب خود را کنترل نموده و بستر را برای وقوع درگیری و نزاع مسدود کند.

راهکارهای مؤثر جهت پیشگیری از شوهرآزاری

الف) سطح فردی

یکی از عوامل مهمی که سبب می شود تا فرد، رفتاری را انجام دهد یا از ارتکاب عملی ٍخودداری کند، میزان معرفت و شناخت افراد نسبت به اهمیت یا قبح و زشتی آن رفتار و پیامدهای منفی آن است، لذا شناخت قبلی افراد نسبت به دستورات شریعت و سخنان معصومین (ع) در مورد زوایای ازدواج ضروری است، زیرا همه احکام و دستورات دینی با توجه به مصالح و مفاسد واقعی انسان تنظیم گردیده است؛ هرچقدر که انسان ها به ضوابط دینی ازدواج و تشکیل خانواده بیشتر پایبند باشند، به همان میزان از آسایش و امنیت حاصل از ازدواج برخوردار خواهند شد و از آثار زیان‎بار آن در امان خواهند ماند. از این رو شناخت این احکام می‎تواند فرد را به داشتن اخلاق نیکو و روابط سالم در خانواده ترغیب کند، به طور مثال اگر فرد بداند که بدخلقی با اهل خانه موجب هلاکت انسان است و کیفر و عذاب الهی را در هر دو جهان درپی دارد و به سلامتی‎اش آسیب می رساند، مصمم می‎شود تا در صورت بروز مشکل، پیامد زشت این نوع رفتار را به خاطر آورد و خلاف نفس اقدام نماید و نرم خویی در پیش گیرد. با تکرار این رویه به تدریج حالت تندخویی فرد تغییر می‎کند. از سوی دیگر دین اسلام، به شدت انسانها را از بحث و مجادله و گفتگوی خصمانه بر حذر می‎دارد، چنانچه حضرت علی (ع) می‎فرمایند: «ایاکم و المراء و الخصومه فانهما یمرضان القلوب علی الاخوان و ینبت علیها النفاق» «از جدال و خصومت در گفتگو برحذر باشید، پس به درستی که قلوب را نسبت به برادران بیمار می کند و نفاق را نسبت به آنها می رویاند.»

ب) سطح خانوادگی

خانواده یکی از مهم‎ترین نهادهای اجتماعی است که افراد را با ارزش‎ها و هنجارهای اجتماعی همنوا می سازد، به طوری که اگر خانواده، مدرسه، گروه همسالان، وسائل ارتباط جمعی، گروههای مذهبی، سازمان های جوانان و ... را عوامل جامعه پذیری افراد بدانیم، در همه فرهنگ ها به خصوص در فرهنگ دینی، خانواده، عامل اصلی اجتماعی شدن کودک محسوب می‎شود. خانواده فرد را قادر می سازد تا ارزش‎ها، هنجارها، مهارت ها، عقائد و الگوهای فکر و عمل را فراگیرد. از این رو، هر یک از والدین که در خانواده نقش خود را به خوبی انجام ندهند، در نظام کنش متقابل خانواده، اختلال ایجاد می‎شود و موجب جامعه پذیری ناقص فرزندان می‎گردد و در نتیجه فرزندان این خانواده نمی‎توانند نقش هایی را که دیگران از آنها انتظار دارند، به خوبی انجام دهند و در مواردی با ارزش‎ها و هنجارهای اجتماعی، ناهمنوا خواهند شد.

هر چه اعضای خانواده، از اخلاق و آداب دینی فاصله بگیرند و از حضور جدی دین در عرصه خانواده بکاهند و خدا را در کنش‎های متقابل فراموش کنند، از داشتن آسایش و آرامش محروم خواهند شد، در نتیجه، این زندگی نمی تواند زندگی مستحکم و سالمی باشد. عمده‎ترین خصوصیاتی که می‎تواند مانع از بروز رفتار ناپسند آزاررسانی به همسر گردد و از پیامدهای ناگوار این رفتار بکاهد، عبارتست از:

- صداقت

اگر بر روابط بین زن و شوهر صداقت حاکم باشد و هر یک صادقانه نیازها، خواسته ها و توقعات خود را برای دیگری بیان کند و واقعیت های زندگی را کتمان ننماید، احساس همدلی و محبت بین آنها افزایش یافته و زمینه های استحکام خانواده فراهم می شود.

- تعدیل خواسته ها

زن و شوهر باید خواسته ها و توقعاتی را که از همدیگر دارند، تعدیل کنند، یعنی حدود و توقعات آنها نباید بیش از توانایی‎های آنان باشد، در غیر این صورت، زن، همسرش را با افراد دیگر مقایسه می کند و از او می خواهد که همانند آنها امکانات و وسایل رفاهی بیشتری فراهم کند. در مقابل، شوهر نیز همسرش را با زنان دیگر مقایسه می‎کند و از او می خواهد که اخلاق، ظاهر و رفتارش همانند آنها باشد و نظیر آنها ابراز علاقه و محبت کند. در حالی که افراد از جهت ویژگی های فردی کاملاً متفاوت هستند، از این رو خداوند هم بیش از حد توان افراد، از آنها مسئولیت نمی‎خواهد و می‎فرماید: «لایکلف الله نفسا الا وسعها». بدین ترتیب تعدیل خواسته های زن و شوهر موجب می شود که از تلاش و زحمات همدیگر قدردانی کرده و از زیاده خواهی ها پرهیز کنند و زمینه‎های همدلی و تفاهم را فراهم نمایند.

ج) سطح اجتماعی

نهادهای فرهنگ ساز کشور باید بیشترین تلاش خود را جهت گسترش فرهنگ اسلامی، اخلاق دینی و نهادینه کردن آن در جامعه بکار گیرند و مؤلفه‎ها و شاخص‎های ارزش های دینی نظیر عدالت را در سطح خانواده بیان کنند تا روشن شود که فرد عادل باید دارای چه ویژگی‎ها، رفتارها و روابطی باشد. وسائل ارتباط جمعی در این رابطه بیشترین وظیفه و تأثیر را دارند، کارکرد و اثرگذاری رسانه های جمعی، به ویژه تلویزیون، به جهت پوشش فراگیر آن، می‎تواند مثبت و منفی باشد. ارائه تصویر زنان پرخاشگرانه که احقاق حقوق خانوادگی خود را منوط به رفتارهای نادرست، غیرمنطقی، نابردبارانه.... می‎بینند و یا نمایش شخصیت نامتعادل و افراطی (عاطفی محض یا عقلانی صرف) از زن از جمله کارکردهای منفی رسانه‎های جمعی است، در حالی که این وسائل می توانند با تهیه فیلم های سینمایی، روابط نامناسب و خشن را با روابط صحیح و سالم خانوادة متعادل مقایسه کنند و با نشان دادن نتایج و پیامدهای مثبت و منفی هر یک از آن دو، راههای محفوظ ماندن زن و شوهر را از این آسیب‎ها ارائه کنند و صبر و تحمل آنان را در مقابل مشکلات و دشواری‎های زندگی به نمایش گذارند و از ارائه زندگی‎های اشرافی و مجلل و انواع امکانات رفاهی برای تمام اعضای خانواده و... خودداری کنند، زیرا مخاطبین با دیدن چنین صحنه هایی به تدریج به این باور می رسند که محرومیت بسیار بالایی دارند و برای رسیدن به چنین امکاناتی باید از هر وسیله ای استفاده کنند و تا گوی سبقت را از دیگران بربایند و به هیچ حد و مرزی قانع نباشند. این رویه، احساس فقر روانی را در جامعه گسترش می دهد و فرهنگ مصرف کاذب بر مخاطبین تحمیل می شود و بالتبع توجه انسان به مسائل اخلاقی و ارزش های معنوی کاهش می یابد و روحیه قناعت و پرهیز از اسراف و تبذیر که سرلوحه دعوت انبیاء و ائمه معصومین (ع) قرار داشته و جزء فضائل اخلاقی است، در بوته فراموشی قرار می‎گیرد، در نتیجه سطح توقعات خانواده افزایش می‎یابد و با احساس محرومیت، نزاع‎ها و درگیری ها آغاز می‎شود.

بنابراین علاوه بر سازندگی فرد و خانواده، نهادها و سازمان‎های اجتماعی نیز باید زمینه را برای ایجاد روابط سالم بین اعضای خانواده و ایجاد خانواده متعادل و مستحکم فراهم نمایند.

فهرست منابع:

القرآن الکریم.

الحر العاملی، محمدبن حسن: «وسائل الشیعه»، مؤسسه ال البیت، قم، 1410 ه‍.ق.

اسکیدمور، ویلیام: «تفکر نظری در جامعه شناسی»، ترجمه محمدعلی حاضری و دیگران، انتشارات سعید، 1372.

جعفری، محمدتقی: «تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی جلال الدین محمد مولوی»، انتشارات اسلامی، 1373.

خمینی، روح‎الله: «چهل حدیث»، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، 1371.

خود اکوف، ن.م: «آنچه باید همسران جوان بدانند»، ترجمه میمتا، مؤسسه مطبوعاتی عطائی، تهران، 1352.

دفتر همکاری حوزه و دانشگاه: «درآمدی بر اقتصاد اسلامی»، انتشارات سمت، 1372.

راغب اصفهانی: «مفردات الفاظ القرآن»، دارالعلم، 1416 ه .

رابرتسون، یان: «درآمدی بر جامعه»، ترجمه حسین بهروان، انتشارات آستان قدس، 1374.

شاملو، سعید: «آسیب‎شناسی روانی»، انتشارات رشد، 1373.

فرجاد، محمدحسین: «آسیب‎شناسی اجتماعی، ستیزه‎های خانواده و طلاق»، انتشارات منصوری، 1372.

کراژ، ژ: «بیماری‎های روانی»، ترجمه محمود منصور و پریرخ دادستان، انتشارات رشد، 1381.

کلینی، یعقوب: «اصول کافی»، مکتبة الاسلامیه، تهران، 1388 ه‍ .

مجلسی، محمدباقر: «بحارالانوار»، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، 1403ه.ق.

نراقی، احمد: «معراج السعادة»، انتشارات هجرت، قم، 1371.

«نهج‎البلاغه»، ترجمه محمد دشتی، انتشارات صحفی، 1379 

منابع مقاله:

مجله کتاب زنان، شماره 20، قاسمی روشن، ابراهیم؛  

| آخرین ویرایش:- | نظرات() 

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر